درست آمده اید،اینجا همان وبلاگ سال ها قبل است
چهارشنبه 1 فروردین 1397


نوروز 97 مبارک

برچسب‌ها: نوروز، عید، هفت سین


یکشنبه 20 اسفند 1396


بچه که بودم با مادرم میرفتم. هم پدر و هم مادرم دامداری می‌‌کردند. چوپانی می‌کردند.

بچه که بودم منم آویزان صحراگردی‌های مادر بودم. همیشه‌ی خدا، من بودم و مادر و به قولی دیگر هیچ.

سرگرمی من شده بود بازی با تمام آنچه که می‌دیدم. سرگرمی من شده بود تماشای مسیر‌های مورچه‌ای و خیلی که بیکار بودم اگر، دست به کار طراحی و راه‌سازی می‌شدم.

مادر برای همه‌اشان اسم داشت. برای تمام انواع مورچه‌هایی که میدیدم. آرامترین‌ها را پیاده می‌نامید. و من عاشق آرامش مورچه‌های پیاده‌ام بودم. همه چیزشان آرام بود. .

.

و بعد از همه‌ی اون سال‌ها، حالا پسرکم شده معمار جاده‌های مورچه‌ای. و چه علاقه‌ای هم دارد.

دلم برای کودکی‌هایم تنگ می‌شود گاهی.

چقدر زود بزرگ می‌‌شویم !! 


پی‌نوشت:

- تصویر مربوط به گذر مورچه‌هاست که پسرک با ذوق هنری خودش :) با اصرار و ساخت پل براشون ایجاد کرده.

برچسب‌ها: پسر، مورچه، بچه‌گی


پنج‌شنبه 17 اسفند 1396


قصه‌ی همواره‌ی من و تو و زندگی است #زارا.

تو همیشه دوستداشتنی بودی و اینروزها بیشتر.

من و زندگی دعوای همیشه‌گی‌امان را داریم. لجبازی‌های کودکانه‌ی من و قرار‌های زندگی بعد از تعطیلی مدرسه پشت دیوار قسط و چک و وام.

و چقدر زیبا و صبورانه نگاهمان می‌کنی تو.

روزت مبارک.

دوستتان داریم #بانو.


پی‌نوشت:

-خودت خوب میدانی زارا ما اعتقادی به اسم‌هایی که ساپورت‌پوش‌ها روی روزهای زندگی میگذارند نداریم. آخر، حیف است تمام انسانیت و زندگی را جا بدهیم میان یک کلمه و آن هم فقط مادر.

حسود نیستم اما باور کنید #پدر های این سال‌های #سرزمین من مادر تر از تمام زنان تاریخ اند.

برچسب‌ها: زارا، قصه، زندگی، سه نفر


جمعه 3 اردیبهشت 1395

دارم فوتبال می بینم و خانومم هی اصرار داره که لامپ ها رو خاموش کنم تا پشه بچه ها رو بی خواب نکنه.

و منم بیخیال این صحبت ها و خوشحال از اینکه حداقل میتونم بخشی از اذیت های بچه ها رو اینجوری جبران کنم.

چه پدر مهربونی هستم من!!!



پنج‌شنبه 2 اردیبهشت 1395

بالاخره امروز حوصله امان شد ورژن ریسپانسیو وبلاگ رو از یه جا یافتیم و به بلاگ اسکای ترجمه نموده و با درج لینک منبع در فوتر رسما منتشر کردیم.

اینقدر باحال و با مرامیم ما...

پی نوشت:
- روز پدر رو هم به خودم تبریک میگم.


پنج‌شنبه 12 فروردین 1395

بالاخره اینجا هم ۱۰ ساله شد.

توی این ۱۰ سال خیلی چیزا یاد گرفتم.و خیلی چیزها را خدا بهم داد.الان دو تا بچه ی گل دارم.یه شغل شیک و دوستداشتنی دارم.یه زندگی زیبا دارم.

خدایا شکر.

و ممنون از بلاگ اسکای عزیز که الان شده جزیی از زندگی من.



دوشنبه 2 فروردین 1395


هر روزتان نوروز،نوروزتان پیروز
پی نوشت:
- من عاشق این امکان ادیت کردن تاریخ بلاگ اسکام 
برچسب‌ها: عید، نورزو، بهار، سیزده بدر